تبلیغات
ستاره خلیج ، همیشه فارس - ولک آبادان /جک 5کیلومتری آبادان/

ولک آبادان /جک 5کیلومتری آبادان/

نویسنده :a k
تاریخ:دوشنبه 29 فروردین 1390-02:17 ب.ظ

ولک آبادان /جک 5کیلومتری آبادان خود اومدی/

 

 

یه آبادانی به مغازه میرود و میگوید بلوز داری مغازه دارمیگه نه میگه شلوار داری میگه نه آبادانی باتعجب میگه پس چرا روشیشه نوشته كا لباس داریم./

 

 

عربه با دو تا خیار در دست میره توی یك بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. عربه میگه: پس ولك بی زحمت این دوتا رو هم بشور

*

یه بار تو آبادان مسابقه تقلید صدای داریوش برگزار میشه، داریوش میاد چهارم میشه

*

عربه میره توالت، تا میاد بشینه یهو یك آروغ اساسی میزنه… پا میشه، میگه: باز برعكس نشستم

*

آبادانیه میخواسته یك رفیق جدیدشو به باقی رفقا معرفی كنه، رو به رفقاش میكنه، میگه: بچه‌ها… قاسم. بعد رو به قاسم میكنه، میگه: قاسم جان… بچه‌ها

*

یه بار از یه عرب می پرسن : اگه همه دنیا رو بهت بدن چكار میكنی ؟ میگه : میفروشم . میرم كویت!!!

*

یه باربه یه آبادانی و اصفهانی وتهرانی می گن كه كی ماهی بزرگ گرفته.اصفهانی میگه من ماهی ۱۸ متری گرفتم. تهرانی میگه۱۹متری.آبادانی میگه۱۰متری.بهش میگن اینكه از همه كوچیكه.میگه:ولك چشاش اینقدره……

*

یک دفعه به یه آبادانی می گن با مخابرات جمله بساز آبادانی گفت مخا برات برقصم

*

از یه دختر عرب می پرسند: ۴ تا پستاندار نام ببر میگه خواهرم، مادرم ،زن برادرم، خودمم دارم در میارم

&&&

عربه تو ماه رمضان میره در خونه رفیقش میبینه كه رفیقش یك زن لخت رو گذاشته تو یخ، میگه ولك چرا این طوری كردی؟ میگی گذاشتم برای بعد از ماه رمضان خراب نشه

*

به یه عربی بمب میدن میگن بزار یه جای شلوغ؟عربه می بره می زاره تو عروسی پسر عموش!

*

از یه آبادانی می پرسندجمعیت آبادان چندنفره؟میگه ولله بادهاتهای اطرافش ۶۰-۷۰میلیونی میشه

*

عربه می خواسته شیر داغ بخورد زیر پای گاوه آتیش روشن میكند

*

آبادانیه میاد تهران سوار اتوبوس میشه، بلیط اتوبوسرانی آبادان رو میده دست راننده. یارو میگه: داداش این بلیط مال اینجا نیست. آبادانیه میگه: ولک روشو خوب توجه نکردی، نوشته آبادان و حومه

*

عربه بچش تو اتوبوس به دنیا میاد اسمشو میذاره عبدالواحد

*

سه تا آبادانی داشتن برای هم خالی می‌بستند. اولی می‌گه: من مثل حضرت علی هستم. با یه دست در خیبرو از جا می‌كنم. دومی می‌گه: این كه چیزی نیست. من مثل حضرت عباسم. با یه ضربه شمشیر ۱۰۰ نفر رو می‌كشم. سومی چیزی نمی‌گه و زل می زنه به دریا و ساكت می‌شینه. دوستاش میگن: كا، چرا چیزی نمی‌گی؟ میگه: تا حالا دیدی حضرت مهدی حرف بزنه؟

*

به عربه می گن: رنگ مورد علاقه ات چیه ؟ میگه : قهوه ای نوك پستونی

*

عربه میره حرم امام رضا دعا میكنه یا امام رضا یه تویوتا بهم بده چهار پنج بار این حرفو تكرار كرد لره هم از اون طرف می گفت یا امام رضا یه هزارتومانی بهم بده چندین بار تكرار كرد عربه عصبانی میشه مگه ولك این هزارتومان بگیر بزار حواسش به ما باشه

*

یارو میره تو یك قهوه‌خونه، به قهوه‌چی میگه: داش حال میكنی یك جك عربی بگم؟! قهوه‌چیه میگه: ببین ولك، من خودم عربم، این یارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتیه. اونی كه رو میز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولا با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز میخوای جك عربی تعریف كنی؟! یارو میگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضیح بدم چی شد

*

از عربه نوار مغزی می گیرند، می بینند بیست دقیقه اولش خالیه

*

یه عرب زنش دوقلو گیرش میاد میره حسابداری میگه آقا چند میشه میگه۱۰۰۰۰۰ تومان میگه كمتر حساب كن تا دوتاشون ببرم

*

یه بار از یه عرب می پرسن : اگه همه دنیا رو بهت بدن چكار میكنی ؟ میگه : میفروشم . میرم كویت!!!

*

از آبادانی یه می پرسن: (قدس سره) یعنی چه؟آبادانی یه بعد از کلی فکر کردن می گه : یه چیزی توی مایه ی دمت گرم

* آبادانیه می خواسته بره خواستگاری، دیرش شده بوده حواسش پرت می شه شلوارش رو پشت و رو می پوشه و با عجله می دوه تو خیابون، یهو یك ماشین میاد می زنه درازش میكنه وسط خیابون. رانندهه میاد بالا سرش، می گه: طوریت كه نشده؟ آبادانیه یك نگاه به سر تا پاش می كنه، چشمش می افته به شلوارش، می گه: چی چیو طوری نشده، ولك زدی حسابی پی چوندی!

 

 

* حافظ و دختر لر

گفتم: غم تو دارم

گفتا : سی چی برارم

گفتم: که ماه من شو

گفتا: بووات درارم!

گفتم زمهر ورزی ، رسم وفا بیاموز

گفتا: به لنگ کفشی چشاتِ در میارم

*

لره اسم بچشو می ذاره احمدی نژاد

میگن چرا؟

میگه پدرسوخته ۳ روزه دنیا اومده ۴۰ بار ریده !!!

*

اولین دوره المپیک لرها، موسوم به “لرمپیک” با رشته های زیر آغاز شد: - شنای با مانع، - کشتی پروانه، - پرش روی نیزه، - شیــــــــــرجه روی چمن، اسب سواری با سگ

*

ترکه یه چک سفید امضا پیدا میکنه جلو مبلغش مینویسه” خدا تومن” میبره میده به بانک. بعد میبینن ترکه داره کیسه کیسه پول از بانک میبره بیرون میرن ببینن چه جوریه که بهش پول دادن میبینن رئیس بانکه لر بوده

* نبرد رستم و لر:

چنانت بكوبم به گرز گران كه دیگر نیایی به مازندران

پاسخ لره : چنان ایزنم بر سرت با بلوك كه ترتر برینی به گور بووت !!!

*

به لره میگن چندتا تن ماهی نام ببر، میگه: تن شیلانه، تن جنوب، تن سیكارو، تن چابهار، تن پیر، تن پیغمبر، ‌تن هر كی دوست داری دست از سر ما بردار!

*

مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا, چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن, میگه شما ترکین؟ میگن نه, ما لریم, ترکا تو اتوبوسن

*

به لره میگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته

*

لره توی جبهه بیسیم چی بوده زنگ میزنه میگه : آقا ۵ تا عراقی دستگیر كردم بیاید ببرید میگن خودت بیار …. میگه نه شما بیاین اینا نمیذارن من بیام

*

لره زنش رو (ببخشین) می فروخته؛ میگن چرا این کارو می کنی : میگه سی پول

میگن : پول واسه چی می خوای ؟ میگه: برا تفنگ خریدن.

میگن تفنگ واسه چی؟ میگه سی جنگ با دشمن

میگن : جنگ برای چی؟ میگه : سی ناموسم

*

دولت برای پنجاه هزارمین بار به هم وطنان عزیز لری اعلام کرد: که نمی توان با کارت سوخت ، تلفن زد.

*

لره به ترکه می گه بیا بریم نماز جمعه بخونیم نفری ۱۰۰۰۰تومن میدن ! ترکه می گه اگه ندادن چی ؟ لره می گه خوب می گوزیم باطل می شه!

*

لره میاد تهران می‌بینه همه آستین کوتاه پوشیدن، میگه: عجب، پس اینا دماغشونو با چی پاک میکنن؟

*

به لره میگن: با بید جمله بساز. میگه: در خانه ما یك بید بید! میگن: اون بید نیست، بوده. میگه: آهان باشه، در خانه ما یك بود بید

*

یه روزیه لری به تهران میره وبعد از گشت و گذار در خیابان یه بچه ای جلوشو می گیره می گه:ببخشید آقا بی ادبی شما لرید؟ لره گفت:آره از كجا فهمیدی. پسر بچه گفت:ازاینكه كتتون داخل شلوارتونه.

*

یه بار یه لره میره توی بیابان وپتو میندازه روی خودش و میخوابه بعد یه نفر میزنه بهش میگه ببخشید شما لرید لره میگه وای از زیر پتو هم میفهمن آدم لره

*

به یه لره میگن تا حالا سوتی بزرگ دادی میگه آره یه با خونه تنها بودم دختر خاله ام زنگ زد گفت چه خبر گفتم هیچی تنهائی حوصلم سر رفت اونم گفت منم تنها هستم پاشو بیا خونمون منم رفتم بهم گفت من میرم توی اتاق تو هم چند دقیقه بعد بیا تو منم ۱۰ دقیقه بعد رفتم تو اتاق تاریک بود برقارو که روشن کردم همه خندیدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش میگن اینکه سوتی بزرگی نبود میگه چرا آخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!!

*

یك لر بعد از ۱۰ دقیقه از باجه تلفن بیرون میاد یه نفر ازش میپرسه سالم بود میگه آره فقط آفتابه نداشت

*

لره میره دستشوئی عمومی طول اش میده وقتی بیرون میآید بهش میگن خسته نباشی لره میگه شیرین كام باشی

*

یك شب تلوزبون فیلم سینمایی گذاشته بوده، تو فیلم مرده به زنش میگه: شب بخیر لورا. یهو تو لرستان ملت همه تلوزیون رو خاموش میكنند، میرن میخوابن

*

لره ۱نفرو تو خیابون میبینه میگه : ببخشید من شما رو تو دبی ندیدم؟ یارو میگه : نه آقا من اصلا دبی نرفتم. لره میگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبی نرفتم ، حتما ۲ نفر دیگه بودن

جک های خود را اینجا بنویسید

* No Comments

* File under : جک, جک لری

*

۶ اردیبهشت

جك لری **

Author: admin

*

اولین دوره المپیک لرها، موسوم به “لرمپیک” با رشته های زیر آغاز شد: - شنای با مانع، - کشتی پروانه، - پرش روی نیزه، - شیــــــــــرجه روی چمن، اسب سواری با سگ

*

ترکه یه چک سفید امضا پیدا میکنه جلو مبلغش مینویسه” خدا تومن” میبره میده به بانک. بعد میبینن ترکه داره کیسه کیسه پول از بانک میبره بیرون میرن ببینن چه جوریه که بهش پول دادن میبینن رئیس بانکه لر بوده

* نبرد رستم و لر:

چنانت بكوبم به گرز گران كه دیگر نیایی به مازندران

پاسخ لره : چنان ایزنم بر سرت با بلوك كه ترتر برینی به گور بووت !!!

*

به لره میگن چندتا تن ماهی نام ببر، میگه: تن شیلانه، تن جنوب، تن سیكارو، تن چابهار، تن پیر، تن پیغمبر، ‌تن هر كی دوست داری دست از سر ما بردار!

*

مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا, چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن, میگه شما ترکین؟ میگن نه, ما لریم, ترکا تو اتوبوسن

*

به لره میگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته

*

لره توی جبهه بیسیم چی بوده زنگ میزنه میگه : آقا ۵ تا عراقی دستگیر كردم بیاید ببرید میگن خودت بیار …. میگه نه شما بیاین اینا نمیذارن من بیام

*

لره زنش رو (ببخشین) می فروخته؛ میگن چرا این کارو می کنی : میگه سی پول

میگن : پول واسه چی می خوای ؟ میگه: برا تفنگ خریدن.

میگن تفنگ واسه چی؟ میگه سی جنگ با دشمن

میگن : جنگ برای چی؟ میگه : سی ناموسم

*

دولت برای پنجاه هزارمین بار به هم وطنان عزیز لری اعلام کرد: که نمی توان با کارت سوخت ، تلفن زد.

*

لره به ترکه می گه بیا بریم نماز جمعه بخونیم نفری ۱۰۰۰۰تومن میدن ! ترکه می گه اگه ندادن چی ؟ لره می گه خوب می گوزیم باطل می شه!

*

لره میاد تهران می‌بینه همه آستین کوتاه پوشیدن، میگه: عجب، پس اینا دماغشونو با چی پاک میکنن؟

*

به لره میگن: با بید جمله بساز. میگه: در خانه ما یك بید بید! میگن: اون بید نیست، بوده. میگه: آهان باشه، در خانه ما یك بود بید

*

یه روزیه لری به تهران میره وبعد از گشت و گذار در خیابان یه بچه ای جلوشو می گیره می گه:ببخشید آقا بی ادبی شما لرید؟ لره گفت:آره از كجا فهمیدی. پسر بچه گفت:ازاینكه كتتون داخل شلوارتونه.

*

یه بار یه لره میره توی بیابان وپتو میندازه روی خودش و میخوابه بعد یه نفر میزنه بهش میگه ببخشید شما لرید لره میگه وای از زیر پتو هم میفهمن آدم لره

*

به یه لره میگن تا حالا سوتی بزرگ دادی میگه آره یه با خونه تنها بودم دختر خاله ام زنگ زد گفت چه خبر گفتم هیچی تنهائی حوصلم سر رفت اونم گفت منم تنها هستم پاشو بیا خونمون منم رفتم بهم گفت من میرم توی اتاق تو هم چند دقیقه بعد بیا تو منم ۱۰ دقیقه بعد رفتم تو اتاق تاریک بود برقارو که روشن کردم همه خندیدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش میگن اینکه سوتی بزرگی نبود میگه چرا آخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!!

*

یك لر بعد از ۱۰ دقیقه از باجه تلفن بیرون میاد یه نفر ازش میپرسه سالم بود میگه آره فقط آفتابه نداشت

*

لره میره دستشوئی عمومی طول اش میده وقتی بیرون میآید بهش میگن خسته نباشی لره میگه شیرین كام باشی

*

یك شب تلوزبون فیلم سینمایی گذاشته بوده، تو فیلم مرده به زنش میگه: شب بخیر لورا. یهو تو لرستان ملت همه تلوزیون رو خاموش میكنند، میرن میخوابن

*

لره ۱نفرو تو خیابون میبینه میگه : ببخشید من شما رو تو دبی ندیدم؟ یارو میگه : نه آقا من اصلا دبی نرفتم. لره میگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبی نرفتم ، حتما ۲ نفر دیگه بودن

جک های خود را اینجا بنویسید

* ۸ Comments

* File under : جک لری

*

۲۰ آذر

جك لری 

*

*

نبرد رستم و لر:

چنانت بكوبم به گرز گران كه دیگر نیایی به مازندران

پاسخ لره : چنان ایزنم بر سرت با بلوك كه ترتر برینی به گور بووت !!!

*

به لره میگن چندتا تن ماهی نام ببر، میگه: تن شیلانه، تن جنوب، تن سیكارو، تن چابهار، تن پیر، تن پیغمبر، ‌تن هر كی دوست داری دست از سر ما بردار!

*

مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا, چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن, میگه شما ترکین؟ میگن نه, ما لریم, ترکا تو اتوبوسن

*

به لره میگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته

*

لره توی جبهه بیسیم چی بوده زنگ میزنه میگه : آقا ۵ تا عراقی دستگیر كردم بیاید ببرید میگن خودت بیار …. میگه نه شما بیاین اینا نمیذارن من بیام

*

لره زنش رو (ببخشین) می فروخته؛ میگن چرا این کارو می کنی : میگه سی پول

میگن : پول واسه چی می خوای ؟ میگه: برا تفنگ خریدن.

میگن تفنگ واسه چی؟ میگه سی جنگ با دشمن

میگن : جنگ برای چی؟ میگه : سی ناموسم

*

دولت برای پنجاه هزارمین بار به هم وطنان عزیز لری اعلام کرد: که نمی توان با کارت سوخت ، تلفن زد.

*

لره به ترکه می گه بیا بریم نماز جمعه بخونیم نفری ۱۰۰۰۰تومن میدن ! ترکه می گه اگه ندادن چی ؟ لره می گه خوب می گوزیم باطل می شه!

*

لره میاد تهران می‌بینه همه آستین کوتاه پوشیدن، میگه: عجب، پس اینا دماغشونو با چی پاک میکنن؟

*

به لره میگن: با بید جمله بساز. میگه: در خانه ما یك بید بید! میگن: اون بید نیست، بوده. میگه: آهان باشه، در خانه ما یك بود بید

*

یه روزیه لری به تهران میره وبعد از گشت و گذار در خیابان یه بچه ای جلوشو می گیره می گه:ببخشید آقا بی ادبی شما لرید؟ لره گفت:آره از كجا فهمیدی. پسر بچه گفت:ازاینكه كتتون داخل شلوارتونه.

*

یه بار یه لره میره توی بیابان وپتو میندازه روی خودش و میخوابه بعد یه نفر میزنه بهش میگه ببخشید شما لرید لره میگه وای از زیر پتو هم میفهمن آدم لره

*

به یه لره میگن تا حالا سوتی بزرگ دادی میگه آره یه با خونه تنها بودم دختر خاله ام زنگ زد گفت چه خبر گفتم هیچی تنهائی حوصلم سر رفت اونم گفت منم تنها هستم پاشو بیا خونمون منم رفتم بهم گفت من میرم توی اتاق تو هم چند دقیقه بعد بیا تو منم ۱۰ دقیقه بعد رفتم تو اتاق تاریک بود برقارو که روشن کردم همه خندیدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش میگن اینکه سوتی بزرگی نبود میگه چرا آخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!!

*

یك لر بعد از ۱۰ دقیقه از باجه تلفن بیرون میاد یه نفر ازش میپرسه سالم بود میگه آره فقط آفتابه نداشت

*

لره میره دستشوئی عمومی طول اش میده وقتی بیرون میآید بهش میگن خسته نباشی لره میگه شیرین كام باشی

*

یك شب تلوزبون فیلم سینمایی گذاشته بوده، تو فیلم مرده به زنش میگه: شب بخیر لورا. یهو تو لرستان ملت همه تلوزیون رو خاموش میكنند، میرن میخوابن

*

لره ۱نفرو تو خیابون میبینه میگه : ببخشید من شما رو تو دبی ندیدم؟ یارو میگه : نه آقا من اصلان دبی نرفتم. لره میگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبی نرفتم ، حتما ۲ نفر دیگه بودن

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo