تبلیغات
ستاره خلیج ، همیشه فارس - عشق من عاشقم

عشق من عاشقم

نویسنده :///abdoolah////
تاریخ:یکشنبه 11 اردیبهشت 1390-04:22 ب.ظ

 

 

 

 

این دوستی ساده ی ما غیر معمولی شد … نمی‏دونم اون روز تو وجودم چی شد

نمیدونم چی شد که وجودم لرزید … دل من این حسو از تو زودتر فهمید

تو که باشی پیشم دیگه چی کم دارم؟ … چه دلیلی داره از تو دست بردارم؟

بین ما کی بیشتر عاشقه من یا تو؟ … هر چی شد از حالا همه چیزش با تو!

دیگه دست من نیست بستگی داره به تو


بستگی داره که تو تا کجا دوستم داری


بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی


عاشق من بمونی منو تنها نذاری

دست من نبود اگه اینجوری پیش اومد … میدونستم خوبی ولی نه تا این حد

انگاری صد ساله که تو رو میشناسم … واسه اینه انقدر روی تو حساسم

منِ احساساتی به تو عادت کردم … هر جا باشم آخر به تو برمیگردم

دیگه دست من نیست بستگی داره به تو


بستگی داره که تو تا کجا دوستم داری


بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی

 


عاشق من بمونی منو تنها نذاری

آهای تو که ادعا میکنی دوستم داری

هیچوقت حرفتو باور نمیکنم

برای غریبه ی آشنا

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

هنوز عاشقم

 تو که یادت نیست!...توی یکی از همون بهترین روزهای زندگیم بود!...
همون روزهایی که تعدادشون از انگشتهای یک دست هم کمتره!...
همون روزهایی که با تو بودم!...همون روزهایی که زندگی کردم!...
آره...توی یکی از همون روزها بود!...بعد از ساعت ها با تو بودن!...
وقت خداحافظی بود...سر آن خیابانی که اسمش رو هم نمیدونم حتی!...
با هم خداحافظی کردیم!...رفتی ولی من همونجا ایستادم...
ایستادم و رفتن تورو نگاه کردم...
دست کرده بودی تو جیب هات و آروم آروم دور میشدی...
نمیدونستی که من نرفتم!...
نمیدونستی که ایستادم و دارم نگاهت میکنم!...
برنگشتی پشت سرت رو هم نگاه نکردی...
سرت رو انداخته بودی پایین و دور میشدی!...وای وای وای!!...نمیدونستی که
چقدر زیبا بودی!...چقدر زیبا راه میرفتی!...
چقدر زیبا کرده بودی تمام آن پیاده رو و تمام آن خیابان و حتی تمام اون شهر رو!
یکم که دور شدی بهت زنگ زدم!...
گفتم من نرفتم و سر خیابان ایستادم و دارم نگاه میکنم رفتنت رو!...
یادم رفت بهت بگم ولی!...یادم رفت بگم که همونجا،درست همونجا من "دوباره" عاشقت شده بودم!...
یادم رفت بگم که عشقم بهت دوبرابر شده بود!...یادم رفت!...
حتی یادم رفت بگم که هیچ کس به زیبایی تو راه نمیره!...
یادم رفت بگم که هیچ کس نمیتونه مثل تو با هر قدمی که بر میداره،تمام وجود من رو به لرزه بیاندازه!!...
اون روز وقتی داشتی میرفتی و دور میشدی،میدونستم که هنوز مال منی!...
میدونستم که دوستم داری...میدونستم که به محض اینکه برسی به خونه به من زنگ میزنی!...
اون رفتن کجا و این رفتن کجا!...
این رفتن لعنتی که برگشتی نداره کجا!...همه ی اینها رو گفتم تا بگم دلم برای راه رفتنت هم تنگ شده!...
همه ی اینها رو گفتم تا بگم دلم برای زندگی کردن تنگ شده!...دلم برای اون دخترکی که زمانی دوستش داشتی تنگ شده!...دلم تنگه عشقم!!...دلم...!
 
 
 
 





نوع مطلب : عشق من عاشقم 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
الهام
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 06:22 ب.ظ
غریبه آشنا کیه؟
پاسخ ///abdoolah//// : دل تنها؟
الهام
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 06:20 ب.ظ
با اجازه اگر ناراحت نمیشید منم نظرمو بگم خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی قشنگ بود
پاسخ ///abdoolah//// : مرسی عزیزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo