تبلیغات
ستاره خلیج ، همیشه فارس - می خواهم از دختری که به خواستگاریش رفته ام ، سوال کنم که آیا با کسی دوست بوده یا نه

می خواهم از دختری که به خواستگاریش رفته ام ، سوال کنم که آیا با کسی دوست بوده یا نه

نویسنده :///abdoolah////
تاریخ:دوشنبه 14 آذر 1390-09:50 ق.ظ

 

 

  • آیا نان خالی و عشق میتواند آرمانی باشد ؟ بعضی ، عشق های قبل از ازدواج و روابط پنهانی دارند.  شما در این مورد صحبت کنید.
  • ما با ارتباطات قبل از ازدواج بدون نظارت خانواده مخالف هستیم . نکته اش این است که ما با اشک ها و ناله های زیادی روبرو هستیم . ما مشاور جوانها بوده ایم هر دو جوان هستند سرشار از عاطفه و در اوج غرایز جنسی هستند وقتی کنار هم قرار میگیرند ، فعل و انفعالات هورمونی در وجودشان  شکل میگیرد و احتمال خطر بسیار زیاد است . بویژه برای خانم که ممکن است گوهر عفتش در خطر قرار گیرد .
    دیگری موضوع اتهام است .دو نفر واقعاً به قصد ازدواج با هم ارتباط برقرار میکنند دیگران که نمیدانند شما به قصد ازدواج رفت و آمد میکنید . ممکن است فامیل نزدیکی شما را با آن آقا ببیند او چه برداشتی میکند . بعد اگر به ازدواج منتهی شود بعد توضیح میدهیم که ایشان نامزد من بودند ولی اگر به ازدواج منتهی نشود پرونده دختر سیاه میشود . گذشته از اینکه موضع تهمت است . امکان شناخت هم نیست . موضوع این است که خانم میگوید ارتباط ما به خاطر شناخت است آخر چه جور شناختی میتواند باشد . دو جوان که سرشار از عاطفه هستند از همه چیز حرف میزنند جز شناخت حتی اگر دو سال باشد . یعنی همه چیز توی این رابطه هست جز شناخت . اگر یک سوال هم بکنند موجب انحراف میشود ولی در فرایند خواستگاری سوالها را میپرسند و همه چشمها آنها را نگاه میکنند ، گفتگو میکنند ، کسانی که به این سمت و سو میروند خیال میکنند امکان شناخت هست حالا این ارتباطات قبل از محرمیت به ازدواج  ختم میشود که در خیلی ها هم این اتفاق افتاده است. که شیطان وسوسه میکند بخصوص خانم را  که خیلی برایشان مهم است . خیلی خانم ها قبلا ارتباط داشته اند و حالا تردید کردند و اعتمادشان از همدیگر سلب میشود . آقا میگوید ایشان که قبل از ازدواج با من رابطه داشته ممکن است قبلا هم با دیگران هم داشته است . خانم ها قضیه خیلی برایشان جدی است . اگر این ارتباط به ازدواج ختم نشود سرخوردگی ایجاد میشود بویژه برای خانمها بوجود  می آید . من هشدار میدهم سرخوردگی ، احساس شکست ، افسردگی حاد و اگر این خانم مورد سوء استفاده قرار گرقته باشد ، نفرت از پسرها و مردها پیش می آید و روحیه مرد گریزی پیدا میکند و اگر خانم به آقا جواب رد داده باشد آقا نفرت از خانم ها و ازدواج گریزی . دختر خانم ها فرصت ازدواج را از دست میدهند مثلا اگر دو سال با هم ارتباط داشته اند طبیعی است این خانم خواستگارهای خوب را رد کرده است و واقعاً ما  این ارتباط را صلاح نمیدانیم . زیرا ارتباط مناسبی نیست حتی اگر به تعبیر بعضی جوانها که میگویند عشق ما پاک است و مراقب خودماه هستیم که گناه نکنیم  . خوب بفرض هم که مراقب هستید که آن خطرات اتقاق نیفتد به ازدواج هم منتهی شود . معمولا در این مدت ارتباط عشق ایجاد میشود و آدمها کرو کور میشوند. روایت داریم : عشق یک چیزی است که انسان را کر و کور میکند . پای کار که میرسند از اصول و شرایطشان دست بر می دارند. بفرض کر و کور هم نمیشوید در این مدت عاطفه خرج  همدیگر میکنید بعداً کم می آورید . بعضی ها میگویند ما گناه نمیکنیم و مواظب خودمان هم هستیم و اجازه نمیدهیم کر و کور بشویم و نه عاطفه خرج هم می کنیم اگر یک چنین چیزی باشد ما با این رابطه حرفی نداریم .این رابطه سالم و مشروع  قابل قبول شرع است مثل دو تا همکار که در سر کار با هم سلام و علیک دارند و احوال پرسی میکنند . در حد ضرورت هم صحبت میکنند . همدیگر را زیر نظر دارند و قصد ازدواج دارند . پرونده ها را هم ، با هم رد و بدل میکنند ، حرف هم میزنند ولی هیچ کس نمیگوید این ها دوست پسر و دختر هستند . همکاران نمیگویند این ها با هم سر و سری دارند ، پچ پچ نمیکنند . مثلا یک دختر عمه و پسر دایی خانه همدیگر رفت و آمد میکنند حال و احوال پرسی میکنند یا دو تا دانشجو اگر این نکات رعایت شود ما حرفی نداریم بحث این است که رعایت میشود یا خیر . من در اصل اینکه میتوان این ها را رعایت کرد شک دارم .

 

  •  با ارتباطهای طولانی ما به شناخت نمیرسیم . شما چطو ر انتظار دارید بدون رابطه ، همدیگر را بشناسیم ؟
  • در فرایند خواستگاری مفصل حرف داریم . یک سیر منطقی دارد اگر خواستگاری با فرایند انجام شود و ازدواج سنتی ، به روز شود . چون ما هیچ عجله ای نداریم یک تا سه ماه و دیگر خیلی کشش ندهیم . ولی شما حتی تا سه ماه میتوانید جلسه اول و دوم و سوم و ما همه سوالات را در اینجا آورده ایم ، حتی گفتیم در جلسه اول چه سوالاتی را بگویید . بدون دغدغه و با حوصله چون در فرایند خواستگاری پدر و مادر نظارت دارند و شما میتوانید طبق شرایط دینی گفتگو کنید . کسانی که ازدواج سنتی را بر اساس آداب قبلی باور ندارند . آن ازدواج های بسته و بدون گفتگو که حتی متاسفانه در یکی از استان کشور بودم که می گقتند ما مطلقاً اجازه حرف زدن نداریم . خوب این اشتباه است . باید اجازه بدهند حرف بزنند . اگر فرایند خواستگاری درست صورت بگیرد ما به شناخت خوب میرسیم . چون سوالها از قبل طرح شده ، جواب ها را ثبت میکنید و غیر از آن ده تا چشم طرف را می بیند و عاشق هم نشده اند و عقلانی به طرف نگاه میکنند اگر درست خواستگاری کنیم به شناخت هم میرسیم.

 

  •  اگر ممکن است درباره صداقت در خواستگاری صحبت کنید و از کجا بفهمیم ، طرف ما صداقت دارد ؟
  • صداقت مهمترین اصل در زندگی زناشویی است . اگر زندگی ما بر دروغ بنا شود ، زندگی دوام نمی آورد . براساس آموزه های دینی ما ، منشا همه گناهان ما دروغ است . امام صادق میفرمایند : همه گناهان و پلیدی ها دراتاقی قرار گرفته که کلیدش دروغ است ا. ین خطرناک است . زندگی انسان را نابودمیکند . این مربوط به مجردها ست ، من به کسانی که می خواهند ازدواج کنند میگویم عزیزان بنا را برصداقت بگذارد تا همان مشکلی که در سوال قبل بود پیش نیاید قبل از ازدواج صداقت بخرج بدهید یا طرف شما را انتخاب میکند یا نمیکند . شما همان که هستید بگویید . اگر انتخاب کرد،  دیگر دغدغه ندارید . چون شما را آگاهانه انتخاب کرده است و اگر انتخاب نکرد ، خدا بزرگ است . کسی دیگر که هم شأن شما باشد و بتواند شما را بپذیرد پیدا میشود . دروغ نگویید . اینکه می گوییم در فرایند خواستگاری صداقت داشته باشید منظور این نیست که تمام راز زندگیتان را بگویید . منظور این نیست مسائلی که قبلا در زندگی داشته اید : گناهی که بوده و تمام شده ، توبه کردید ، کسی هم نمیداند ، یک بیماری روحی روانی بوده درمان شده،  منظور اینها نیست . جز راست نباید گفت     هرراست نشاید گفت . نیاید هر راستی را بگوییم . صداقت یعنی مسائلی را بگویید که به زندگی آینده شما مربوط میشود و در زندگی شما اثر دارد . ولی مسائلی بوده که ربطی به زندگی شما و آینده شما ندارد ، لزومی ندارد اینها را بگویید و اگر این ها رانگویید ، معنایش عدم صداقت نیست .
    ازکجا بفهمیم طرفمان راست میگوید؟
    اگر طرف شما می آید چه خانم ! چه آقا  ! مثلا آقا به خواستگاری شما می آید ، هرچه شما میگویید می پذیرد ، هرشرطی میگذارد، هرقول و قراری که میگذارید ،می پذیرد وهرچه شما میگویید می پذیرد و میگوید : اتفاقا من هم همین مد نظرم بود . ما یک روح در دو بدن هستیم . اگر کسی این جوری پیدا شد باید در آن شک کرد . درصداقت آن باید تردید کرد . مگر میشود دو نفر مثل هم باشند .دو تا ژن ، دو تا وراثت ، دو تا مادر، دو تا پدر ، دو تا رسم و رسوم و سبک زندگی و محیط . یک راهش این است و راه دیگر ، سوالهای معکوس است . شما میتوانید با سوال کردن معکوس ، ببینید طرف راست میگوید یا دروغ . مثلا شما میخوهید بدانید طرفتان اهل معاشرت است یا نه . میگوید اگر همسر آینده شما اهل معاشرت نباشد و منزوی باشد واهل مسافرت و میهمانی نباشد برای شما سخت نیست ؟ اگر خودش هم همین حالت را داشته باشد می گوید نه . چه سختی دارد . خانم چه بهتر ! این یعنی زن خوب . چی هست هر روز میهمانی و خانه مامان و مسافرت و اینها . اینجورخودش را لو میدهد . بحث تناسب ادعا و عمل هم هست . بطور مثال خواستگاری برای شما آمده ، ادعاهایی دارد ، شما خیلی راحت میتوانید بفهمید دو عمل با هم تناسب دارند یا نه . مثلا ادعا دارد آدم خیلی معتقد و متدینی است و خیلی به نماز اهمیت میدهد حالا رفت و آمد برای خواستگاری می کند ، شما ببینید به نماز اهمیت میدهد و نماز اول وقت برایش مهم است یا خیر . و یا ادعا دارد شما خانم  متدینی هستید و مآنوس با قرآن هستید ، ببینید آیا بلد هست دو آیه قرآن بخواند . ادعا می کند آدم با اخلاقی هست ، ببینید جلوی بزرگترها چطور بلند میشود یا مینشیند . آیا درحرف دیگران میپرد ، ادعای تحصیل می کند ، ببینید چند واحد درس خوانده مشروط شده یا نه .
    جلسه اول سوالاتی می کنید این آقا و خانم جوابهایی داده اند ، می ببنید با هم جفت و جور نیست و تناقض دارد . در جلسه دوم سوال های مطرح میکند آدم می تواند بفهمد ، ادعا میکند خیلی منظم است  ببینید چقدر سر وقت می آید . ادعا میکند کتاب خوان و اهل مطالعه است ببینید دراتاقش کتاب هست یا خیر . ممکن است آقای برای پدرتان آمده باشد . شک میکنید کاری ندارد ، شما بگویید من میخواهم روی پای خودم بایستم و روی پدرم حساب باز نکنم و میخواهم عزت نفس داشته باشم یا خانم می فرمایند من شاغل هستم و حقوق دارم تردید دارم آقا برای پول و شغلم آمده یا نه . باز هم کاری ندارد شما میگویید شرط من این است که پولی راکه در می آورم نمیخواهم در زندگی خرج کنم و برای آن برنامه ای دارم و نمیخواهم آنرامصرف کنم . البته نمیخواهم این رابگویم توی زندگی من و تو نداریم ولی شما میخواهید او راامتحان کنید ، بعد میگویید من می خواستم دلم آرام بگیرد وگرنه من و شما نداریم و دیگری توکل به خدا و ائمه معصومین داشته باشیم ، فرصتی هم داشته باشیم تا بتوانیم  اینها را بفهمیم و از پیش خدا دست خالی برنگردیم . روایت داریم : النجاه فی صدق .نجات در راستگویی و درست کاری است

 

 بعضی ها میگویند خواستگاری فضای خوبی برای شناخت نیست . آیا این راه اشکال دارد ؟ پس راه کار بدهید.

  • من در همین که فرایند خواستگاری برای شناخت کافی نیست ، صحبت دارم . بله آن خواستگاری سنتی که بوده و خیلی ها اینجوری با هم ازدواج کرده اند بله ممکن است به شناخت نرسیده اند و منجر به طلاق شده است . پدرهای عزیز ، اگر میخواهید بچه هایتان به سمت ازدواج مدرن وغلط نروند ، که چقدر  برای شما و خانواده تان خطر دارد ، من خواهش می کنم تعصبات بیجا را کنار بگذارید . جوان خوبی به خواستگاری آمده ، می خواهد با دختر شما صحبت بکند و به نتیجه  برسد . چرا سخت میگیرید؟  یک جلسه ، دو جلسه ، اصلا اگر نیاز شد ده جلسه . البته من سه جلسه را پیشنهاد می کنم و سه سری سوال طرح شده ، نیازی بیشتر از این نمی بینیم مگر مورد خاصی باشد . نمی خواهم فرایند خواستگاری خسته کننده بشود . ولی پدرهای عزیز ، بچه ها ی شما عاقل هستند . مراقب خودشان هستند. ضوابط دین و شرع و اخلاق را رعایت میکنند . اگر شما اینجا ، دستشان را باز بگذارید به آن سمت و سو نمیروند . منظورم این است که اگر روند خواستگار درست شکل بگیرد ، واقعاً امکان شناخت هست . چون شما گفتگو می کنید و تبادل فکر می کنید .
    آیا این ارتباطات نمی تواند شناخت بهتری بدهد ؟ بخاطر اینکه در یک فضای واقعی شکل می گیرد.
    آدم می تواند بعد از فرایند خواستگاری این ها را تامین کند . مثلا کافی شاپ و پارک می روند . خوب حالا خواستگار آمده ، بیرون بروند ، پارک بروند ، با یکی از اعضای خانواده ، دخترکوچولوی خانواده همراه خانم و آقاباشند . مردم قضیه را می فهمند . می توان فضاسازی کرد . من معتقدم در این ارتباطات قبل از ازدواج ، امکان شناخت نیست . در کافی شاپ و رستوران به این شکل ، چطور می توان شناخت پیداکرد ؟ اگر شناخت پیدا میشد ، چرا این قدردادگاهها پر از کسانی است که اینگونه ارتباطات داشته اند. اگر واقعا اینها از هم شناخت پیدا میکردند این جوری میشد؟ 
  •  
  •  چطور بفهمیم آقایی واقعا قصد ازدواج دارد ؟
    آقایانی هستند که بعنوان ازدواج ، تقاضای ارتباط با دختر خانم را می کنند . این موارد بسار زیاد است و ما به این مطلب رسیده ایم که در بیشتر این موارد ، قصد آقایان ازدواج است . ظاهرش ازدواج است و قصد آن ارتباط است . در بیشتر مواردی که  خانم ها جواب داده اند ، لطمه خورده اند . البته مواردی هم هست که آقا واقعا به قصد ازدواج می آید . و قصد خیر دارد . بهترین کار این است که شما بگویید : اگر شما قصد ازدواج دارید با خانواده محترم بیایید و خواستگاری کنید . حالا ممکن است آقا از خانم زمان بخواهند و بگویند الان شرایط خواستگاری را ندارند . این اشکالی ندارد که خانم زمان بدهد . شما زمان بدهید ولی قول ازدواج ندهید .  مومن وقتی وعده می کند ، باید وفا کند و چون شرایط شما عوض میشود . و با این آقا ازدواج نمی کنید و به این آقا لطمه می زنید . دیگر اینکه شما با ایشان رابطه برقرار نکنید . چون این رابطه ها پیامدهای منفی دارد . و دیگر اینکه خواستگارانتان را رد نکنید . چون ممکن است این ازدواج به سرانجام نرسد و شما خواستگاران را از دست بدهید . و فرصت ها را از دست می دهید . حالا ممکن است آقا شرایط را هم دارد و می گوید می خواهیم شش ماه با هم باشیم تا همدیگر را بشناسیم . که اینجا باید بگوییم این را باید در فرایند خواستگاری انجام دهیم . اگر فرایند خواستگاری درست انجام شود ، واقعا امکان شناخت در خواستگاری هست .
  •  با توجه به اینکه در ازدواج های سنتی ما هیچ راهی برای شناخت طرف مقابل وجود ندارد ، من نمی دانم چطور در این فرایند همسر آینده ام را انتخاب کنم ؟
    اگر منظورشان ازدواج های سی چهل سال قبل باشد ، بله آنجا راهی برای شناخت وجود نداشت . و راه شناخت کم بوده است . ولی جالب است در همان زمان جواب می داده است . چون ساختار اجتماعی آن زمان متفاوت بوده است . الان ساختار اجتماعی عوض شده است . ولی هنوز ما در مناطقی از ایران داریم که به همان سبک سنتی ازدواج   می کنند و موفق هم هستند . در فضایی بسته و شناخت هم پیدا نمیشود و حتی بعضی مواقع عروس و داماد همدیگر را نمی بینند . موفق هم هستند زیرا ساختار اجتماعی شان   همان ساختار قبلی است . در کلان شهرها چون ساختار اجتماعی عوض شده است و آن روش جواب نمی دهد . هدف ما جا انداختنن آن روش سنتی نیست . ما می خواهیم ازدواج سنتی را به روز کنیم . ما می خواهیم رکن اساسی ازدواج سنتی را باز کنیم و اگر این اتفاق بیفتد ، شناخت امکان دارد . به اعتقاد بنده شناخت با شیوه مدرن ازدواج ، امکان پذیر نیست و یا خیلی سخت است . در ازدواج سنتی یک نفر نیست که می خواهد شناخت پیدا کند ولی در ازدواج مدرن ، یک نفر است که می خواهد شناخت پیدا می کند. یعنی شناخت فردی است ولی در خواستگاری سنتی شناخت جمعی است . یعنی پدر و مادر دو طرف و بزرگان هستند که با تجربه چندین ساله محک می زنند و عقلایی نگاه می کنند و احساسی عمل نمی کنند . شغل پدر طرف و جایگاه اجتماعی آنها را می بیند در حالیکه دختر به تنهایی به این ها توجه نمیکند . دختر خانم به آقا پسر نگاه می کند و آقا پسر ، به دختر خانم نگاه می کند . اما مادر آقا پسر به اطراف هم نگاه می کند و به سلیقه مادر دختر خانم در چیدن میوه هم نگاه می کند . برخورد اعضای خانواده را با هم می بیند . در اینجا شناخت خیلی منطقی تر است تا در خیابان و کوچه که همدیگر را  می بینند و می خواهند در کافی شاپ به شناخت برسند . در ازدواج های مدرن ، پیام ها عاطفی است ولی در ازدواج های سنتی ، پیام های شناختی است . یعنی وقتی  طرف به خواستگاری می آید ، برای شناخت است . در ازدواج های سنتی ، سوالها از قبل طرح میشود . سوالها تجزیه و تحلیل میشود و تناقض ها مشخص میشود . در این ازدواج ها امکان تحقیق هست . در ازدواج مدرن این امکان وجود ندارد زیرا خود جوان نمیتواند تحقیق کند و در ضمن به او جواب نمیدهند و موضع تهمت است . در این ازدواج ها امکان شناخت خیلی بیشتر است . اگر می خواهید قبل از خواستگاری کسی را تحت کنترل بگیرید ، حتما کنترل نامحسوس باشد و کنترل از طرف خواهر و یا مادر باشد بهتر است تا خود پسر .
  •  اگر بعد از خواستگاری ، با نظارت والدین ، برای شناخت با خانم ارتباط داشتیم و  بعد جواب منفی بود ، آیا خانواده دختر نمی گویند روی دختر ما اسم گذاشتید ؟
    ما می گوییم قبل از خواستگاری رسمی یک تحقیقی بکنید . ببینید طرفتان شرایط اولیه را دارد یا خیر  و بعد اجازه خواستگاری بدهید . شناخت بعد از جلسه اول است و بعد از شناخت کلی است . و احتمال جواب منفی کم است . ما باید برای جواب منفی ، فرهنگ سازی کنیم . در فرایند خواستگاری افکار خرافی زیادی داریم که باید فرهنگ سازی کنیم و آن را از بین ببریم . باید جا بیندازیم که خواستگاری ، ازدواج نیست . ما از خواستگاری ، برداشت غلط کرده ایم . اگر فرهنگ سازی کنیم ، دیگر نمی گوییم چرا روی دختر ما اسم گذاشته اید .
  • شما می گویید : بعد از خواستگاری شناخت پیدا کنید . اگر به ازدواج منتهی نشد  نمی گویند دختر عیبی داشت ؟
    بعد از خواستگاری شناخت کلی پیدا می کنیم و احتمال جواب منفی کم است . ولی باید فرهنگ سازی کنیم و دیگر نگوییم چون به ازدواج منتهی نشد ، حتما دختر عیبی دارد .  
    به ازدواج نرسیدن ، معنایش این نیست که حتما جواب آقا منفی بوده است . در موارد زیادی جواب خانم منفی است . در خواستگاری ، عنصری بنام مخفی کاری داریم . خواستگاری را در بوق و کرنا نکنید . لزومی ندارد . هنوز اتفاقی نیفتاده . بعداد نظر خواهی کنید . گاهی متاسفانه می خواهند کلاس بگذارند . و بگویند : دختر ما خواستگار دارد . اینها واقعا اشتباه است . تا کار به جایی نرسیده ، نباید کسی خبردار بشود . تا قبل از بله برون کسی نباید خبردار بشود . حتی در جلسه اول خواستگاری فقط پدر و مادر و خواهر و برادر بزرگتر باید باشند و عمه و عمو نباید باشند چون خواستگاری هنوز به جایی نرسیده اند .  
  •   خواستگاری دارم که از هر نظر خوب است ولی ساده لوح است و هر جا صحبت می کند او را مسخره می کنند . چه کار باید بکنم ؟
    من تصور می کنم هوش بهر(بهره) شان پایین است . نوع هوش بهر ما انسانهای متوسط صد است و هفتاد هم داریم . که به این ها ، آدمهای مرزی میگویند یعنی مرز بین آدمهای سالم و عقب مانده . ما افراد ساده لوح را افراد  مرزی می نامیم . این نکته مهم است . ما در آمیزه دین داریم که در هوش بهر ه هم همتای هم باشید . امام صادق (ع) فرمودند:  خانم فرهیخته باید کنار مرد فرهیخته قرارگیرد  در دین ما گفته اند : با این جور آدمها ازدواج  نکنید زیرا مصاحبت با این ها بلا است و فرزندش ضایع میشود . روی ژنتیک و وراثت و تربیت اثر می گذارد . همتایی در هوش را جدی بگیرید . هوش بهر پایین خودش را در خواستگاری نشان می دهد . البته هرکس که مورد استهزاء قرا می گیرد و هرچه به او می گویید باور می کند ، هوش بهر پایین ندارد .
  • از کجا بفهمیم که خواستگار سلطه جو نیست ؟
    در گفتگو متوجه میشوید . مثلا با تحکمّ صحبت می کند و می گوید : شما باید این کار را بکنید . و استبداد رای دارد و می گوید : هرچه را من می گویم باید بشود و غیر این نمیشود . اینها یعنی رای من نه دیگری . یا لجاجت هایی که در مسائل می کند . اگر در گفتگو به این نتیجه رسیدید ، با دوستان و همکاران گفتگو کنید و قضیه را پی گیری کنید  – خواستگارم به سوالاتم جواب کوتاه و مختصر می دهند . چه کار باید کرد ؟
    خوب شما باز هم بپرسید البته سماجت نکنید . گاهی جواب دو پهلو می دهند . مثلا سوال می کنند اگرشما عصبانی بشوید ، ممکن است کسی را بزنید ؟ می گویند : استغفرالله . خوب این یعنی چه ؟ بالاخره می زنید یا نمی زنید ؟یا اینکه می پرسند : شما اهل معاشرت هستید؟  می گویند : اختیار دارید . در مورد انشاءالله هم همینطور است . خدا می خواهد شما  می خواهید یا خیر .

 می خواهم از دختری که به خواستگاریش رفته ام ، سوال کنم که آیا با کسی دوست بوده یا نه . ولی راهش را نمی دانم . لطفا راهنمایی بفرمایید .
این از آسیبها و انحرافات است . این سوال قشنگی نیست . چرا می خواهید سوال کنید؟
اصلا سوال بجایی نیست که شما بخواهید بپرسید . من فرض می کنم شما آقای محترم که مومن و متدین هستید و اهل این ها نبوده اید و سراغ خانواده محترم و مومنی رفته اید ، در اینجا اصلا جا ندارد که شما این سوال را بکنید . شما بالاخره با یک شناخت به خواستگاری رفته اید . حالا شما گفتگو کرده اید و تحقیقات هم رفته اید و در مورد این خانم چیزهایی گفته اند ، اینجا شما دغدغه دارید و باید این دغدغه از بین برود اینجا اشکالی ندارد ولی لطیف سوال کنید . مثلا اصلا احساس شما نسبت به دختر خانم هایی که با جنس مخالف ارتباط برقرار می کنند چیست ؟ اگر اهل اینها نبوده باشد می گوید من نسبت به این ها احساس خوبی ندارم و خودم هم این طوری نبوده ام و دقت زیادی کرده ام . اگر محکم جواب داده اند خیالتان راحت می شود و آن چیزهایی که در باره ایشان گفته اند را بحساب کینه و حسادت بگذارید . و دیگر دنبال آن را نگیرید . ما در دین داریم که سوالاتی نکنید که به دردتان نمی خورد .  اگر قانع نشدید می توانید بگویید:   اگر آقایی سر راه شما قرار بگیرد چه برخوردی با او می کنید؟ و از جواب ها می فهمید و اگر باز قانع نشدید ، مستقیم بگویید کسی چیزی درباره شما گفته است .
حالا اگر خانمی قبل از ازدواج ارتباط داشته ، اگر کسی نمی داند و پشیمان شده و توبه کرده و حقی هم از خواستگار ضایع نمیشود ، لازم نیست که به خواستگار بگوید . ولی اگر همه می دانند و حقی از خواستگار ضایع شده ، باید بگوید چون اگر نگوید ،      همه اش دلهره دارد که قضیه لو نرود و اگر طرف متوجه بشود احساس میکند سرش کلاه رفته است . اینجا بحث آبرو است . اگر آقا شرط کند که خانم دوشیزه باشد و بعد خانم دوشیزه نباشد  ، عقد باطل است . اینمطلب را در پایان جلسه دوم بگویید . و اگر دیدی طرف اهل قشقرق است اصلا نگویید و او را رد کنید ولی اگر دیدی طرف خوب است به او بگویید و از او قول بگیرید که این مطلب بین شما و او می ماند و خانواده اش هم متوجه نشود .
البته اگر برایتان مهم است .

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
جمعه 18 آذر 1390 11:08 ب.ظ
ولی معشوق من این شکلی نیست من بیکارو قبول داره
پاسخ ///abdoolah//// : موافق سربلند باشید
عاشق
دوشنبه 14 آذر 1390 10:48 ق.ظ
رفتی خاستگاری؟بریک میگم اگه به عشقت رسیدی
خداهرچری عاشق تودنیاست به معشوقش برسونه
پاسخ ///abdoolah//// : نه داداش/ خانمها موقعه که به سن 15-20میرسن آرزو دارن کمتر مهندس سراغشون نیاد
2-اگر سن 25-رسید دوست دارن یک کارمند واسه خواستگاریش بیاد.
3اگر سن 30رسید از خدا میطلبن یک رفتگر واسه خواستگاریش بیاد.
(این هم شد زندگی)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo